یاد میلاد ماه
در
فراسوی نبض زمان
آنگاه که اندیشه ات همچو غباری سبکبال در کند و کاو شادیها می گذرد
لحظاتی را در می یابی نه در باورت می گنجد هنوز
و نه هیچگاه ترنم شادیش فراموشت خواهد شد
و آیا می توان به روش این واژه را
به یدک کشید ؟؟؟؟؟؟؟؟
با چشمانی نگران از بیم و امید به فرداهایی می نگری
که گوشه ایی از وجودت ودیعه ی این روزگار شده
و تو دیگر قادر نیی که دست در دستان کوچکش گذاری
و تمام وجودت را چشمانی مضطرب کنی
و هوای بی هوایی های
روزهایش را داشته باشی
شعر چشمان تو از جنس غزل های من است
به خدا عشق تو آیینه ی دنیای من است
چشم من کاش که یک گوشه زدنیای تو بود
گوشه ی چشم تو گویی همه
دنیای من است
با ذهنی سرشار از شوق بودنت به آسمان دلم قدم گذاشتم
از تاریکی های درونم گذر کردم
و آنقدر ستاره چیدم
که در صبح وجودت از دستانم گل خورشید بروید
و هدیه ایی از اعماق وجودم نثار نازنین حضورت کنم
هیچ به جز عشق لایق وجود پاکت نیست
از خدا میخواهم که تا همیشه عاشق باشی و عافیت
چشمانت تنها با محبت به ثمر رسد
ماهان عزیزم دو سالگیت مبارک
" مامان نیّر "




















